سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
253
طب در دوره صفويه ( فارسى )
فصل سوم بيمارىهاى اندامهاى تناسلى زن و پستانها مطالبى كه اختصاصا دربارهء بيمارىهاى اندامهاى تناسلى زن باشد در دورهء صفويه فوق العاده كم نوشته شده است اما اطلاعات مربوط به جنبههاى مختلف حاملگى و عنينى مردان به ميزانى نسبتا زياد ولى پراكنده ، در كتب فرهنگ عامه ، داستانهاى خرافى و همچنين كتب پزشكى ديده مىشود . براى مثال فوناهن از كتابى به نام بحر المنافع نام مىبرد كه در اواخر دورهء صفويه نوشته شده است و استوارت نيز مىنويسد كه مولف اين كتاب مولود محمد است و اثرى است مفصل دربارهء مامائى ، طب كودكان ، همآغوشى ، جنگيرى و غيره كه به نام سلطان تيپو شده و در تاريخ 1208 هجرى قمرى تاليف يافته است . البته با اين حساب به زحمت مىتوان كتاب مزبور را اثرى از آثار دورهء صفويه شمرد . حقيقت امر اين است كه براى آگاهى به آنچه كه دربارهء طب زنان نوشته شده است بايد تمام كتب پزشكى آن دوره را مورد بررسى قرار داد و مطالب مربوط به اين موضوع را كه در لابهلاى مطالب مربوط به بيمارىهاى مثانه و يا روماتيسم و يا استخوان درد گنجانده شده است پيدا كرد ، و بر مبناى همين منابع است كه من قسمت اعظم اطلاعات خود را دربارهء بيمارىشناسى و درمان انواع زخمهاى اندامهاى تناسلى زن به دست آوردهام . با وجود اين بايد بگويم كه در فهرست كتابهاى خطى كتابخانهء دانشگاه تهران كتابى به شمارهء ( 54 ) به ثبت رسيده است كه كلا درباره بيمارىهاى اندامهاى تناسلى زنان مىباشد . اين كتاب با كمال تاسف كامل نيست ، صفحهء اول آن افتاده است و در نتيجه اسم نويسنده و اينكه كتاب به نام چه شخصى شده است معلوم نيست ولى سبك نگارش آن بگونهاى است كه من تقريبا حتم دارم متعلق به دورهء صفويه است . اولين جملهء كامل صفحهء دوم حاوى اسم كتاب بوده و مىگويد « اينك كه جمعآورى مطالب و حقايق مربوط به اين كتاب به پايان رسيده است و تحرير آن خاتمه پذيرفته و صحت و سقم نوشتجات آن را مورد بررسى مجدد قرار دادهام نام بهجت الروساء در علاج امراض النساء را براى آن برمىگزنيم . » محتويات كتاب به دو بخش تقسيم مىگردد : قسمت اول دربارهء فرج بوده و حاوى پنج باب است كه دربارهء تلاق ، چچله ، شفه و امراض و عوارضى كه بطور كلى براى فرج حادث مىگردند مىباشد . قسمت دوم نيز دربارهء رحم بوده و از نه باب تشكيل شده است كه باب اول دربارهء نارسائىهاى رحمى ، بيمارىهاى مادرزادى و اكتسابى است و جاى نهايت تاسف است كه اواخر اين فصل و بقيهء اوراق كتاب از بين رفته و اين بدان مفهوم است كه تاريخ و محل